فکرم ... ؛ فکرهای من ...! اگر هنوز چیزی باقی مانده باشد! هر روز صبح چطور از خواب بیدار می شوید؟ هر روزی که من، چشمهایم را باز می کنم، با یک سفیدی بی کران رو به رو هستم، یک سفیدی زیبا و قابل احترام، همان حجم بی انتهایی از یک سفیدی بی پایان که احاطه ام می کند، و من خیلی دوستش دارم؛ نام متداول آن در گویش عامه سقف است. ولی به نظر من سقف ها چیزی بیشتر از یک سقفند، شاید بتوان آن ها را به عنوان بخشی از یک سیستم قدرتمند برنامه ریزی تصور کرد. سقف ها هر صبح برنامه ریزی می کنند؛ کارها را ردیف می کنند؛ مشکلات را بررسی کرده، راهکار ارائه می کنند؛ مشاوره می دهند؛ و در صورت لزوم حرف می زنند! شب ها نیز می توانند به حرف های خسته های پریشان و بی خواب گوش فرا دهند. چیزی که بیش از هر چیز در مورد آن ها جلب توجه می کند، عقل و قدرت خارق العاده تفکر آن هاست، چرا که برای هر مشکلی بالاخره راه حلی پیدا می کنند. سقف ها خرد های بی پایان جهانند! ساکت و خاموش. پاورقی 1 : فکرم شیکسته شاید بشه گچ ش گرفت ! پاورقی 2 : هر صبح و هر شب، حداقل نیم ساعت از وقتم، مال سقف اتاقمه. پاورقی 3 : یعنی واقعا سقف ها می تونن تصمیم بگیرن؟ من که بهشون اعتقاد دارم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/09/28ساعت 10:40 توسط آردم |