تبليغاتX
این خانه سیاه است - به بهانه انتخابات

 

دوست دارید وقتی از خیابان رد می شوید، آب های جمع شده در خیابان را یک پیکان مسافر کش مدل 57 به سر تا پایتان بپاشد یا یک زانتیای سفید؟

این یک سوال واقعی است، و مسلما یک جواب واقعی هم دارد.

به نظر خود من ماجرای انتخابات این دوره از مجلس در شهر ما شبیه ماجرای بالاست، برایمان فرقی نمی کند که چه کسی به مجلس راه پیدا کند (چون آدم قابلی جزو کاندیداها نیست)، ولی باز هم حرص و جوش می زنیم.

ضمنا با توجه به حجم بی نهایت* تبلیغات (له و علیه) کاندیداها، آدم بلاتکلیف می ماند که چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ؛

پارازیت:

* (از وقتی یادم می آید، بی نهایت مفهومی بدون مفهوم (تعریف نشده) بود، که  باید به مفهوم می رسید و مسوولیت رفع ابهامش هم همیشه با ما بود. و این است که مساله را قوز بالا قوز می کند.)

یادمان باشد از لحظه ای که متولد می شویم در عمل انتخاب شده ملیت و مذهب قرار می گیریم، بنابراین  عشق به وطن یک ضرورت است و شرکت در انتخابات نیز یک وظیفه، دینداری ما هم به همین گونه رشد می یابد و تابع محیط می شود اگر ما در خوشبینانه ترین حالت یک مسلمان جستجوگر بار آمده باشیم، می توانیم  به جای تحقیق در دین به توجیه آن بپردازیم. چون انتخاب ما (در دین) قبلا صورت گرفته است و حداکثر می توانیم توجیه گر خوبی باشیم. بحث روی این مطلب به بعد موکول می شود.

بر گردیم سر مطلب اصلی یعنی انتخابات:

همانند اصل بالا فعالیت های سیاسی ما هم (از جمله شرکت در انتخابات )، تابع شرایط محیطی است و  بیشتر به خاطر این که از قبل بنا به دلایل مختلفی کاندیدای مورد نظر را انتخاب کرده یا مد نظر گرفته ایم به تحقیق در مورد آن ها نمی پردازیم بلکه فقط به توجیه اعمال آن ها اکتفا می کنیم.

سعی کنیم با چشم باز تصمیم بگیریم؛

چون تجربه جهانی نشان می دهد که توسعه واقعی هرگز از طریق فشار از بالا محقق نخواهد شد. این حکومت ها نیستند که توسعه، به معنای واقعی آن را محقق می کنند؛ بلکه توسعه بدست مردمی – از همه قشرها و طبقات اجتماعی – محقق می شود که شایستگی و بلوغ لازم برای نیل به توسعه را پیدا کرده باشند.*

 

پاورقی نویسنده :

* قسمت آخر برداشتی بود از کتاب توسعه و نابرابری / محمد جواد زاهدی