بر پاااااااا. من مبصر کلاسم. می توانم سرت داد بکشم و صدایم را برایت بلند کنم، می توانم اسمت را جزو «دانش آموزان بی انضباط» بنویسم، حتی می توانم آنقدر جلو اسمت ضربدر بزنم که آن صفحه فقط مال تو باشد و نشود اسم کس دیگری را آنجا نوشت. می توانم به تویی که روی نیمکت نشسته ای و داری با صدای بلند حرف می زنی آن قدر فحش بدهم که مجبورت کنم خفه شوی. من به حد کافی قدرتمندم، چون من یک مبصرم! بر جا. من یک معلمم. من حق دارم تو را به مدت یک زنگ بر سر جایت میخ کوب کنم و تو حق جم خوردن نداری و باید به مزخرفاتی که من یادت می دهم به دقت گوش کنی، مزخرفاتی که یک در هزار به درد آینده ات نمی خورد. من می توانم اسلحه نمره را چون هفت تیر روی شقیقه ات بگذارم و روزی سه مرتبه به افکارت شلیک کنم و تو حق اعتراض نداری. من می توانم با حالتی آمرانه در جلسه امتحان قدم بزنم و تو مجبوری به صدای تق تق کفش هایم در آن سکوت مطلق گوش کنی و عصبی شوی، حتی می توانم در رد یا قبولیت دخالت کنم. من به حد کافی قدرتمندم، چون من یک معلمم! از جلوووو نظام. من یک ناظمم. من می توانم تو را در سرمای دی یا گرمای اردیبهشت جوری که از سرما به خود بلرزی یا از گرما خفه شوی در صف هایی که شدیدا اصرار به منظم بودنشان دارم نگه دارم و برایت حرف های مسخره بزنم و تو مجبوری دهانت را ببندی و به سخنرانی تکراری من گوش دهی. و اگر تو خارج از صف حرکت کردی، من می توانم تو را از گوش هایت بگیرم و از زمین بلندت کنم ، من می توانم نمره انضباطت را آن قدر کم بدهم که هیچ مدرسه ای ثبت نامت نکند. من می توانم با نهایت گستاخی در مسایل شخصی ات دخالت کنم و تو حتی حق نداری با انگشت دومت نشانم دهی. من به حد کافی قدرتمندم، چون من یک ناظمم! بفرمایین. من یک مدیرم. من می توانم همیشه تو را تهدید کنم و تو را در مقابل صف های آقای ناظم با ترکه مورد ضرب و شتم قرار دهم و تو نباید جیکت هم در بیاید! من می توانم همیشه به تو زور بگویم و در حالی که سعی می کنم به زور پرونده ات را زیر بغلت جاسازی کنم تو را از مدرسه پرتت کنم بیرون و تو هر وقت مرا می بینی باید هفت ستون بدنت بلرزد. من به حد کافی قدرتمندم، چون من یک مدیرم. . . . پاورقی 1 : دوره ابتدایی می خوندم، بیرون از صف داشتم می رفتم کلاس اونم تو سالن مدرسه، ناظم گوشامو گرفت و از زمین بلندم کرد! پاورقی 2 : کتک زیاد خوردم جلوی صف، اونم فقط به خاطر شلوغیام. پاورقی 3 : ملاقه فرو کردن در بعضی چیزا اصلا خوب نیست و باعث می شه تا بوی بد اون به مشام همه برسه، واسه همین دیگه ادامش ندادم و گرنه میرفتم تا بشم وزیر آموزش و پرورش!!! پاورقی ۴ : و تو نمی توانی ... حتی نمی توانی ... حتی ... چون من یک وزیر شدم!
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/14ساعت 2:6 توسط آردم |